باران جانباران جان، تا این لحظه: 17 سال و 2 روز سن داره

روزی که باران آمد

خيلى وقته نيومديم اينجا 🙈🙈🙈دلم براى تك تكتون تنگ شده

به بهشت نمیروم اگر مادرم آنجا نباشد

1392/2/10 18:41
نویسنده : میم
815 بازدید
اشتراک گذاری

فردا روز مادر ، روزی که همه مادراشون رو گرامی میدارند کادو میخرن محبتهاشون بیشتر میشه خیلی ها هم که مادراشونو گذاشتن خونه سالمندان این روز یادشون میاد میرن یه سری میزنن خلاصه اینکه بازار شیرینی و کادو و طلا و این چیزها گرمه و من که مادرم سالها برام زحمت کشیده و هنوز کاری که لایق جبران کمی از زحمتاش باشه رو انجام ندادم پرم از افسوس نه اینکه طلا و کادو و محبتی در کار نبوده نه ولی هیچ چیز نمیتونه ذره ای از این دریای بی دریغ محبت و گذشت و ایثار مادرم رو جبران کنه . مادرم بعد اینهمه سال شاید این بزرگشدنهای الکی روی غرق شدن در آغوشت رو از من گرفته باشه ولی لحظه ای نیست که به آرامش اون در آغوش کشیدنها نیازمند نباشم بطوریکه الان که این مطلب رو مینویسم و مطمئنا هیچ وقت برایت نمیخونم بغض تو گلومه ، جایی خونده بودم به بهشت نمیروم اگه مادرم آنجا نباشه و یقینا که نمیروم .   

پی نوشت : از راست مادر و مادر شوهرم غروب دریا ساحل بابلسر دوشنبه هفته پیش 

خداوندا  لحظه ای که دستان کوچکش را در دستانم قرار دادی تا بنام مادر ازش مراقبت کنم هیچ تصور نمیکردم که به این زودی روزی برسد که او نگران من باشد و برای ناراحتیم به فکر فرو برود شاید من را لایق این نام دانستی ولی هنوز لیاقت را در خود نمیبینم پس بشوی و خلعت فرست مپرس (لطفا)

پی نوشت : بشوی و خلعت فرست و مپرس قسمتی از مناجات خواجه عبداله انصاری است

پی نوشت دو : امروز بعد از ظهر که میخواستم باران رو به زور بخوابونم و او هم طبق معمول داشت بازیگوشی میکرد از نوع شگفت انگیزش عکس العملم طوری بود که خودم گریه م گرفت بعد از چند دقیقه صلح و صفا شد و باران کنارم دراز کشید به قصد خوابیدن نگاهش کردم دیدم عمیقا به فکر فرو رفته گفتم به چی فکر میکنی جواب داد به خودت گفتم به چیه من جواب داد به اشکهات ، آخه من دوست ندارم اشک بریزی و گوشه ی چشمم که هنوز کمی تر بود رو پاک کرد  و این بزرگترین هدیه ای بود که خداوند میتونست بهم بده یه دختر سه ساله که با وجود بی گناهی نگران و ناراحت حال خراب مادرش میشه خدایا ازت متشکرم     

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

باران زندگی
11 اردیبهشت 92 8:06
تاج از فرق فلک برداشتن جاودان آن تاج بر سرداشتن چون صبا در مزرع سبز فلک بال در بال کبوتر داشتن حشمت و جاه سلیمان یافتن شوکت و فرّ سکندر داشتن تا ابد در اوج قدرت زیستن ملک هستی را مُسخّر داشتن برتو ارزانی که ما را خوش تر است: لذت یک لحظه "مادر" داشتن! --------------- روزتون مبارک
خاله ی آریسا
14 اردیبهشت 92 9:29
سلام . روزتون مبارک باشه و بهتون تبریک میگم ایشالله سالهای سال با فرشته کوچولوتون شاد و سلامت باشید راستی من لینکتون کردم
mamanebaran
16 اردیبهشت 92 14:35
عزیزم نوشته هات خیلی خیلی به دلممممممممممممممممم نشست , الهی که همیشه سایت بالا سر باران جون باشه